در محیط های شلوغ به سختی می شنوی؟ یک ترفند ساده با دست هایت شاید یاری ات کند! چه ربطی دارد؟!
به گزارش مجله یافان، توانایی درک و تمیز دادن صحبت دیگران در محیط های شلوغ، چالشی رایج در زندگی روزمره بسیاری از افراد است. در چنین موقعیت هایی، درک گفتار ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد؛ امری که می تواند نشانه ای از افت شنوایی یا نوعی اختلال پردازش شنیداری باشد. در صورت تکرار این شرایط، توصیه می گردد که فرد به متخصص گوش و شنوایی یا روان پزشک مراجعه کند. با این حال، اگر ارزیابی های پزشکی، مسئله ای خاص را تأیید نکنند، یافته های یک پژوهش نوین از دانشگاه اکس مارسی در فرانسه، امیدی تازه پیش روی افراد قرار می دهد.

هماهنگی با ریتم، عاملی تأثیرگذار در پردازش گفتار
پژوهشگران این مطالعه، بر پایه مطالعات پیشین در زمینه تأثیر حرکت بدنی و حفظ ضرب آهنگ بر پردازش شنیداری، به آنالیز تأثیر هم زمان سازی با ضرب آهنگ های خاص بر درک گفتار پرداختند.
فعال سازی نواحی قشریِ مربوط به سامانه حسی-حرکتی (Sensorimotor System) هنگام گوش دادن به گفتار، مدت هاست که مورد آنالیز قرار گرفته است. اما نقش این نواحی در درک پویایی های زمانی سیگنال های گفتاری در شرایط سخت شنیداری، مانند فضاهای پرسر وصدا یا چندگفتاری، کمتر مورد توجه بوده است.
مطالعات نو نشان می دهند که ردیابی و توجه به نوسانات گفتاری گوینده ای که توجه مستمع به او معطوف است، می تواند درک گفتار را به شکل محسوسی تسهیل کند. به عبارت دیگر، مغز در مواجهه با تداخل شنیداری، کوشش می نماید با قفل شدن بر الگوی زمانی کلمات و عبارات، گفتار را از پس زمینه صوتی تمیز دهد.
طراحی آزمایش و ساختار پژوهش
در این تحقیق تجربی، شرکت کنندگانی فرانسوی زبان به 80 جمله طولانی گوش دادند که در پس زمینه آن ها نویز یا صدای مزاحم وجود داشت. پس از شنیدن هر جمله، شرکت کنندگان باید از میان فهرستی از واژگان، واژه شنیده شده را تشخیص می دادند.
پیش از پخش هر جمله، یک ضرب آهنگ صوتی به عنوان پیش نوا یا Prime Beat پخش می شد و از شرکت کنندگان خواسته می شد تا با فشردن کلید صفحه کلید، با این ضرب آهنگ هماهنگ شوند. این ضرب آهنگ ها در سه فرکانس یا چگالی واژگانی در واحد زمان داشتند:
حدود 1.1 هرتز (Phrasal Rate)
حدود 1.8 هرتز (Lexical Rate)
حدود 5 هرتز (Syllabic Rate)
گروه کنترل نیز وجود داشت که شرکت کنندگان آن هیچ ضربه ای نمی زدند. گفتنی است که ضربه زدن پیش از شنیدن جمله انجام می شد، تا درک جمله در لحظه دچار تداخل نگردد و بار شناختی اضافی بر دوش شرکت کننده قرار نگیرد.
یافته های کلیدی: نقش برجسته ریتم واژگانی
نتایج این پژوهش تجربی حاکی از آن بود که ضربه زدن در بازه زمانی 1.5 تا 2 هرتز که متناظر با نرخ واژگانی در گفتار است، بیشترین بهبود را در درک گفتار ایجاد کرد. این اثر تعیین، نشان داد که عامل افزایش دقت در پاسخ دهی، صرفاً ناشی از آمادگی عمومی یا افزایش هوشیاری شرکت کنندگان نبوده، بلکه به هماهنگی با ضرب آهنگ گفتاری بستگی داشته است.
از این رو، پژوهشگران نتیجه گیری کردند که فعال سازی تمرکز شنیداری در یک نرخ خاص، برترین هماهنگی را میان ریتم حرکتی و پردازش گفتار ایجاد می نماید. این موضوع با یافته های پژوهش های موسیقایی نیز هم راستاست؛ که 1.5 تا 2 هرتز، برترین فرکانس برای هماهنگی ارزیابی نموده بود.
آیا این یافته به زبان فرانسه محدود است؟
یکی از پرسش های کلیدی این بود که آیا این تأثیر، وابسته به ساختار ریتمیک زبان فرانسه است یا آن که می تواند به سایر زبان ها نیز تعمیم یابد. پژوهشگران پاسخ دادند که زبان فرانسه، گرچه یک ریتم هجایی دارد، اما این پردازش گفتار و زمان بندی شنیداری به سایر زبان ها هم قابل تعمیم است.
گامی به سوی راهکارهای غیر دارویی برای بهبود شنوایی شناختی
با وجود آن که هنوز نمی توان با قطعیت گفت که این ترفند ساده برای افراد دارای اختلالات شنوایی یا پردازش شنیداری نیز مؤثر است، اما یافته های این تحقیق نوآورانه نشان می دهد که حتی در افراد سالم، هماهنگی با ضرب آهنگی تعیین، می تواند اندازه درک گفتار را در فضاهای شلوغ به طور قابل توجهی ارتقاء دهد.
این پژوهش، دریچه ای تازه به سوی توسعه تکنیک های توان بخشی غیر دارویی در حوزه شنوایی شناسی، گفتار درمانی، و علوم شناختی باز می نماید. توسعه تحقیقات در این زمینه، می تواند به خلق ابزارهای نوین یاری شنوایی یا برنامه های تمرینی نوی منتهی گردد که بر ریتم درمانی (Rhythmic Training) مبتنی باشند.
منبع: Proceedings of the Royal Society B
منبع: یک پزشک